مرجع آموزش مهارت های توسعه محور در زنان

خونه جدید در فصل تازه

همین جا به جایی برای من خود دستاورد بزرگی ست . شاید بگویید چرا ؟! مگر قله فتح کرده ای …

نه ! اما آدمی وقتی خودش را می کاود، می شناسد بعد از مرحله ترس هایش به شناختی از خود می رسد . اما این شناخت همان سر دم به یک اقدام منجر نخواهد شد . چرا که ما با باور ها و ترس هایمان اقدام می کنیم و یا نمی کنیم …

از این رو برای یک شخص که انرژی آتنا را با مخلوتی از آرتمیس همواره زیسته است ، تصمیم گرفتن، صبوری، دید و افق مبهم آینده خود کابوس هایی اند بسی وحشتناک . اما حالا که قرار است با روشنایی فردا بین بلاتکلیفی آسمان بین باران و خورشید اش صفحات جدیدی از زندگی م باز و سیاه شود به این فکر می کنم که همین جا به جایی ساده، همین که قرار است کاری شروع شود که یک سال مردد بودم . وقتی که بجای تردید می خوام انجام دهم و انجام دهم و وقفه بی اندازم و بیندیشم و انجام دهم و باز این سیکل ادامه یابد، خود دستاورد بزرگی ست .

سی سالگی و اتفاقات بعدش، هر روز به من یادآور شده است که زمان را بر سر تردید هایم هدر ندهم . خودم را بهتر بشناسم و درآغوش بکشم . و اگر آرام حرکت می کنم اگر در نبرد سخت ِ صبوری ام باز هم بدانم که این مسیری ست که میخواهم و باید طی شود .

این نوشته را در شب چله 1400 و اولین حضورم در روایت سی که روایتی ست از زن بودن ِ من … به یادگار می گذارم .

از این به بعد در این جا روایت هایی را خواهیم داشت از خاطری عنان گسیخته، زنی که به دنبال تکه های پازل زندگی اش است . با دغدغه هایی آشنا از حق، گفت و گو، زنان و فرا تر از این ها …

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x